1-مساله قدیمی آزادی وتقدیر گرایی (جبرگرایی)
اندیشه درباره آزادی وتقدیر گرایی از روزگار یونان قدیم ، فلاسفه را مشغول خود نموده است . از یک نظر ما عموما به خودمان بعنوان موجودات آزاد ومستقلی که مسئول رفتاری که انجام میدهیم ، نظر میکنیم .اما این ایده در باره خودمان در تعارض با برخوردهای متنوعی است که ما در باره عوامل ناگزیر( چاره ناپذیر وحتمی الوقوع) جهان پیرامونمان داریم . برای مثال برخی مردم اعتقاد دارند که قوانین جهانی دقیق طبیعت بر جهان حکم فرماست .بعضی دیگر به یک خدای قادر که علت غایی همه چیز است اعتقاد دارند . بیشتر این عقاید جهانی اشاره میکنند که هر حادثه منحصر بفردی –اعم از هر فعالیت انسانی – یک الزام علی است درنتیجه به تعارض با دعوی " ما آزاد هستیم " اشاره می نمایند . از اینرو مساله آزادی وتقدیر گرایی اساسا مساله ای پیرامون نگرهای آشتی جویانه ای که ما نسبت به خودمان با اندیشه های عمومی ترمان درباب جهان اطراف داریم ، می باشد.این مساله ایست در باب جایگاه افعال ما در میان جریان حواثی که جهان کلی را می سازد .
آزادی معمولا در حدود مفهوم نظری ماهیت مسئولیت اخلاقی مطرح میشود .یک فرض بنیادی است که حدی از آزادی – بنامید " آزادی اخلاقی "- برای وجود پاسخوگو در قبال کردارمان پیشرط ضروری می باشد . بعلاوه حتی کسانیکه پوچ گرایی اخلاق را تایید میکنند – ادعای مبنی بر اینکه هیچکس هرگز برای هیچ چیز مسئولیت اخلاقی ندارد .- معمولا آن فرض بنیادی را در نظر میگیرند بعلت اینکه آنها همچنین باور دارند که ما فاقد آزادی اخلاقی هستیم .متعاقبا فرض آزادی در اعتقادات ما درباب اقتضائات حسن و قبح اخلاقی نقش بازی میکند.