سلام
من تصمیم گرفته ام که نوشتن در این وبلاگ را بصورت فعالتری از سر بگیرم . مدتها در انتظار فرصتی برای نوشتن با ذهنی متمرکز و خلاق هستم ولی همه این مدتها گذشت ومن هیچ ننوشتم با خود می اندیشم که شیوه ام را با ید در این خصوص تغییر دهم من می بایست بنویسم در همان لحظه ای که هوس نوشتن دارم .هرانچه نوشته میشود در آن خودش هویت مستقل می یابد و یک وجود میشود در این هستی ِ
یکی از این مسائلی که مدتهاست ذهن مرا به خودش معطوف نموده است مساله تقدیر گرایی است . اینکه چگونه یک انسان در وضعیت جاری فکری .روانی . جسمی .معیشتی . اقتصادی .اجتماعی وسیاسی و....خود به دام می افتد وتمامی مصیبتهایش را در اینکه تقدیر است تحمل می نماید وبا امید به اینکه مقدرات اوضاع را متحول نماید فرصت هر گونه تعقل وتحرکی را در جهت تحلیل وتغییر اوضاع حاکم بر خود از خود سلب می نماید .در این زمینه ترجمه کتابی را شروع کرده بودم که امیدوارم ان را ادامه بدهم .
اکثر مردم اشتباهات زندگی خود را روی هم می ریزند و از آنها غولی بوجود می آورند که نامش تقدیر است.
:-)