امروز خبری شنیدم مبنی بر اینکه جناب آقای خاتمی دریک ملاقات حضوری با مقام رهبری مساله کاندیداتوری خود را با ایشان در میان نهاده و مقام معظم نیز متعاقبا این مساله را بلا مانع دانسته اند . وقرار است که با هدف باسازی خاطرات ۲ خرداد کاندیداتوری را در دانشگاه صنعتی شریف اعلان نماید.
بنظر آتش انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ با این حادثه روشن خواهد شد و فضای عمومی کشور انتخاباتی میشود .
قبل از این آقایان کروبی ُ قالیباف نیز اعلام امادگی کرده اند که در آینده جناب آقای احمدی نژاد نیز قطعا به این لیست اضافه میشوند .
اما سئوال اینست که آیا انتخاب رییس جمهور بر زندگی من از ان حیث که شهروند متوسط این جامعه هستم تاثیر گذار است ؟ وتا چه حد ؟ جواب من با توجه به سه سال واندی سابقه ریاست جمهوری احمدی نژاد اینست که بله قطعا تاثیر گذار است وتاثیر آن تا خصوصی ترین لایه های زندگی ما مشهود است . بعدا بیشتر در مورد عملکرد ریاست جمهوری جناب احمدی نژاد ونحوه تاثیر ان بر زندگی من نوعی سخن خواهم راند اما چناچه تاثیر انتخاب ریاست جمهوری راتا حد خصوصی ترین لایه های زندگیمان بپذیریم پرسش بعد اینست که من نوعی بعنوان شهروند متوسط این جامعه می بایست در این انتخابات شرکت کنم یا خیر ؟ جواب من صراحتا بلی است ودر پاسخ به کسانی که از من می پرسند با چه امیدی و به چه منظور میخواهی شرکت کنی ؟ بلافاصله از انان می پرسم چرا وبه چه امیدی و به چه منظور شرکت نکنم /
بنظر میرسد که مخالفان حضور در انتخابات را میتوان به 5 دسته کلی تقسیم نمود:
1- هپروتها : کسانی که هیچ وهیچ کس وهیچ شرایطی برایشان مهم نیست
2- تقدیر گرایان سکولار
3- تقدیرگرایان مذهبی
4- مهندسین انتخاباتی گروه های سیاسی مشخص
5- گروهای اپوزیسیون برانداز کلیت نظام
من هپروت نیستم ،من تقدیر گرا نیستم ، من تحمیق شده وعمله سیاسی نیستم ،من با واقع بینی و با تکیه بر عقل تحلیل گر خود وبا اذن به اینکه در ایران زندگی میکنم وبا اراده وامید ی که بر بهبود اوضاع خودم ، خانواده ام ، شهرم وکشورم دارم ، حرکت میکنم ودر انتخابات شرکت میکنم .
از این پس در یادادشتهای تحت عنوان همراه با انتخابات 88 این مساله را بیشتر کاویده ومورد تحلیلی قرار میدهم . تا بعد