عقیده ام بر اینست که حس و اندیشه انسانی با هنر در تاریخ زنده می ماندواندیشه به کمک هنر اثر گذار و حرکت آفرین میشود هنگامی که حس عاشقانه به شعر بیان شد وهنگامی که این شعر با موسیقی و آواز نواخته وخوانده میشود سینه به سینه ونسل به نسل در تاریخ حرکت میکند شوپنهاور می گوید زندگی بدون موسیقی اشتباه است من در میان انواع موسیقی نوع سنتی ان را بیشتر می پسندم واز بین سازها صدار تار را . تار سازی است که نوارنده آن را در آغوش میگیرد ومی نوارد. نوایش در ست بر قلب می نشیند . حس شادی ُغم ُشیدایی ومهجوری ُآنچنان که با نوای تار به روح ادمی منتقل میشود کمتر گفتار از عهده اش بر می آید .غزل شعر ایرانی با تار ساز ایرانی نوعی از موسیقی را آفرینش میکند که منبعث از روح ایرانی وبرای اوست . اندیشه ایرانی کمتر تفکری استدلالی وبیشتر تفکر غزل گونه است تاریخ اندیشه ایرانی موجز ُپراز استعار ً ایهام ُ کنایه ُ مجاز گو ودریک سخن غزل گونه است .بنابراین سر اندیشه وروح ایرانی را می بایست در غزلهایش جست یکی از بنیادی ترین مفاهیم پرورده در غزلهای ایرانی مفهوم عشق است به گمانم ان میزان که به این مفهوم در غزلهای ایرانی پرداخته شده در هیچ فرهنگ دیگری پرورده نشده است بصورتی که ایرانیان حتی دین را عاشقانه مومن اند و حتی را فلسفه را عاشقانه تفلسف می کند. ادبیات ایرانی مملو از مفاهیم روح نواز است که هنوز راهی به خازج از مرزهای خود نگشوده است . بنظرم تجدد از دو وجه خود یکی مادی گرایی محض و دوم ایدوئولوژی گرایی افراطی امان روح ایرانی را در این عصر بریده اند.بهوش باشیم که روحمان را از دست ندهیم ومراقبت نماییم که همواره ایرانی بمانیم .
دل وقت سماع بوی دلدار برد
جان را به سراپرده اسرار برد
این زمزمه مرکبیست مر روح تو را
بردارد و خوش به عالم یار برد (مولانا)
موسیقی در حقیقت محملی است برای پرواز روح و برای بر گرفتن ما از این روزمرگی ها و این زندگی زمینی و بردن ما به آنجایی که جای حقیقی ماست.
به قول آقای حسام الدین سراج: " موسیقی محاکات عالم ملکوت به عالم ملک است".