روز نویس

اندیشه وفرهنگ

روز نویس

اندیشه وفرهنگ

روزمرگی والیناسیون

آدمها کمتر این روزها به همدیگر می پردازند.ماهمه از صبح تا شب می دویم تا دآرمد بالاتری داشته باشیم  در عین حالی که کمتر از دیگران دستگیری میکنیمُ ماشین لوکستری زیر پایمان بندازیم در حالی که هنگام گذر از کنار عابران پیاده در حاشیه خیابانهای شهر در یک روز بارانی فقط شل وگل را نصب رخت ولباسشان می کنیم   ُ‌خانه بزرگتری بخریم وُ مبلمان مدل جدیدتری داشته باشیم در حالی که بدون اینکه در طول سال از مهمانی در آن پذیرای کنیم ُ لباسهای شیک تری بپوشیم وخوش تیپ تر باشیم بدون اینکه همان قدر خرج تعالی فکرمان وخوش فکریمان بکنیم  ُ مدرک بالاتری کسب کنیم ومیز بزرگتری در محل کار داشته باشیم بدون اینکه مساله ی را حل کنیم ووضعیتی را بهبود دهیم .سکس بهتری وبیشتری داشته باشیم بدون اینکه عشقی پایدار قلبمان را زنده نگه دارد. اینقدر به ماشین خونه ولوازم منزل میز اداره مدرک تحصیلی وغیره میپردازیم وراجع بهشان فکر میکنیم و وقتمان را برای بدست آوردنشان صرف میکنیم که از طبیعت ُ‌ ادمهای اطراف خود ُ‌دوستان ُ‌خانواده وحتی از خودمان بکلی دور میشویم   فی الواقع دچار یکنوع الیناسیون شده ایم ُ فی الواقع ما در حال از دست دادن برخی از ویژیگی های انسانی خود هستیم مادیگر خودمان را خوب نمی شناسیم کمتر به زندگی وروح ان توجه میکنیم . الگو های غلبه یافته روز مرگی تمام عمر ما را به خود اختصاص داده است .چرا به شعری به لطافت غزلهای سعدی و حافظ در این دوران برخورد نمی کنیم ؟

شامپاین بله ُ‌فلسفه نه

امروز دو سه مطلبی به ذهنم آمد که مایل بودم آنها را بنویسم ولی متاسفانه در حال حاضر بسیار خسته ام ُ یعنی ذهنم یاری نمیکند یک مطلب شسته روفته سرو ته دار بنویسمُ فکر میکنم ذهنم در حال حاضر به یک شامپاین بیشتر احتیاج دارد تا یک نکته یا ایده فلسفی .   

سئوالی که به ذهنم میرسد اینست که چگونه میتوان روز مره نبود ؟ چگونه میتوان طراوت فکر وذهن را حفظ کرد . مطالعه  ُ موسیقی ُ ورزش ُ فیلم سینمایی  ودیالوگ راه حلهایی ست که در حال حاضر به انان می اندیشم . 

من به گفتگوی علاقه خاصی دارم از طریق گفتگو ایده ها واضح میشوند و ایده های نو خلق میشوند علاوه بر آن  ُ گفتگو   صحنه بازیهای زبانی است ُ بعضی ها تمام فلسفه را به فلسفه زبان فرو می کاهند اینکه ماهیت زبان چیست ؟کارکرد آن چگونه است؟ رابطه زبان با معنا چگونه است؟ وغیره  

اکثر حلقه های فکری بخصوص در حوزه فلسفه وعلوم انسانی در اثر گفتگوی مستمر فی مابین طرفین گفتگو شکل می گیرندکه در نهایت به طرح ُخلق وپرورش ایده غالب بعنوان شاخصه اصلی ان نحله یا گروه منجر میشود . سئوال اینست که سنت گفتگو وتشکیل گروههای گفتگو چگونه در جامعه نهادینه میشود؟ مشهور است در فرانسه داغ ترین مباحث روشنفکری در کافه های آن اتفاق میافتد . به هر حال من به از میان پیشنیازهای متعدد بروز گفتگو های جدی در جامعه  به سه مورد اشاره میکنم : آزادی ُفردیت  وشجاعت

طبعا گفتگو ی ناب در فضای آزاد در حین گفتگو وبعد از آن اتفاق می افتد دوم اینکه طرفین گفتگو به لحاظ فکری شان فردی خود را حفظ کرده باشند ُ افرادی که مقید به گفتگو در چهار چوب خاصی هستند وملزم به تفسر یکسان از هستی هستند بهیچ وجه طرفین واقعی یک گفتگوی پویانخواهند بود . در نهایت انسان می بایست شجاعت پذیرش نتایج ومحصولات فکر آزاد را داشته باشد فی الواقع از دانستن نهراسد . به گمانم ِما در زندگی خود کمتر ازعهده انجام یک گفتگوی واقعی با  خودمان ودیگران برآمده ایم.

خاتمی ۲۰ آذر در دانشگاه صنعتی شریف اعلام آمادگی میکند

امروز خبری شنیدم مبنی بر اینکه جناب آقای خاتمی دریک ملاقات حضوری با مقام رهبری مساله کاندیداتوری خود را با ایشان در میان نهاده و مقام معظم نیز متعاقبا این مساله را بلا مانع دانسته اند .  وقرار است که با هدف باسازی خاطرات ۲ خرداد کاندیداتوری را در دانشگاه صنعتی شریف اعلان نماید.  

بنظر آتش انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ با این حادثه روشن خواهد شد و فضای عمومی کشور انتخاباتی میشود . 

قبل از این آقایان کروبی ُ قالیباف نیز اعلام امادگی کرده اند که در آینده جناب آقای احمدی نژاد نیز قطعا به این لیست اضافه میشوند .  

اما سئوال اینست که آیا انتخاب رییس جمهور  بر زندگی من از ان حیث که شهروند متوسط این جامعه هستم تاثیر گذار است ؟ وتا چه حد ؟ جواب من با توجه به سه سال واندی سابقه ریاست جمهوری احمدی نژاد اینست که بله قطعا تاثیر گذار است وتاثیر آن تا خصوصی ترین لایه های زندگی ما مشهود است . بعدا بیشتر در مورد عملکرد ریاست جمهوری جناب احمدی نژاد ونحوه تاثیر ان بر زندگی من نوعی سخن خواهم راند اما چناچه تاثیر  انتخاب ریاست جمهوری راتا حد خصوصی ترین لایه های زندگیمان بپذیریم پرسش بعد اینست که  من نوعی بعنوان شهروند متوسط این جامعه می بایست در این انتخابات شرکت کنم یا خیر ؟ جواب من صراحتا بلی است ودر پاسخ به کسانی که از من می پرسند با چه امیدی و به چه منظور میخواهی شرکت کنی ؟ بلافاصله از انان می پرسم چرا وبه چه امیدی و به چه منظور شرکت نکنم / 

بنظر میرسد که مخالفان حضور در انتخابات را میتوان به 5 دسته کلی تقسیم نمود: 

1- هپروتها : کسانی که هیچ وهیچ کس وهیچ شرایطی برایشان مهم نیست 

2- تقدیر گرایان سکولار  

3- تقدیرگرایان مذهبی  

4- مهندسین انتخاباتی گروه های سیاسی مشخص  

5- گروهای اپوزیسیون برانداز کلیت نظام  

من هپروت نیستم ،من تقدیر گرا نیستم ، من تحمیق  شده وعمله سیاسی نیستم ،من با واقع بینی و  با تکیه بر عقل تحلیل گر خود وبا اذن به اینکه در ایران زندگی میکنم وبا اراده وامید ی که بر بهبود اوضاع خودم ، خانواده ام ، شهرم وکشورم دارم ، حرکت میکنم ودر انتخابات شرکت میکنم .  

از این پس در یادادشتهای تحت عنوان همراه با انتخابات 88  این مساله را بیشتر کاویده ومورد تحلیلی قرار میدهم . تا بعد

من برمیگردم

سلام  

من تصمیم گرفته ام که نوشتن در این وبلاگ را بصورت فعالتری از سر بگیرم . مدتها در انتظار فرصتی برای نوشتن با ذهنی متمرکز و خلاق هستم ولی همه این مدتها گذشت ومن هیچ ننوشتم با خود می اندیشم که شیوه ام را با ید در این خصوص تغییر دهم من می بایست بنویسم در همان لحظه ای که هوس نوشتن دارم .هرانچه نوشته میشود در آن خودش هویت مستقل می یابد و یک وجود میشود در این هستی ِ   

یکی از این مسائلی که مدتهاست ذهن مرا به خودش معطوف نموده است مساله تقدیر گرایی است . اینکه چگونه یک انسان در وضعیت جاری فکری .روانی . جسمی .معیشتی . اقتصادی .اجتماعی وسیاسی و....خود به دام می افتد وتمامی مصیبتهایش را در اینکه تقدیر است تحمل می نماید وبا امید به اینکه مقدرات اوضاع را متحول نماید فرصت هر گونه تعقل وتحرکی را در جهت تحلیل وتغییر اوضاع حاکم بر خود از خود سلب می نماید  .در این زمینه ترجمه کتابی را شروع کرده بودم که امیدوارم ان را ادامه بدهم .