با سلام
بر آنم بعد از این با طرح پرسش هایی دربار ه مفاهیم گوناگون وایجاد یک فضای گفتگو به واضح ومتمایز شدن آنها در ذهن مددی برسانیم ! از آنجایی که گفتگوی با دیگران مستلزم بیان است ، شایسته است پرسش اول در باره ی بیان وآزادی بیان باشد.
و اما بعد:
باشد تا بعد.
شعر من
امروز که من در این نقطه ایستاده ام
به قامت اندیشه ام ،اراده ام وگذشته ام ایستاده ام
ومن ایستاده بر دوش حسرتها وآرزوها
انگیزه ای برای شدن دارم.
احوال بدی نیست
منتظرم ، امیدوار!
پس هستم!
گاهی گوی جادوئی ام
که پدرم زحمت خود را درآن می بیند وآینده را.
گاهی رستم ام وگاهی اسیر
که مادرم امیدوار وناامید از من است
که گاهی کیش اوییم وگاهی بود ونبود او .
ما برادریم ولی بیگانه .
ما برادریم ولی فاصله دار ، مختلف، حیران ولی بی تکلیف.
خواهران مظهر مهرند وصفا ، بی غش ، تکیه گاهی که تکیه دارند به من.
واینها همه من های من است.
ما ، شاید اسیرانیم در دست خطا، در دست هوس ، در دست ندانستن او
شاید تقدیر وجودیم ، شاید خواسته او.
هر چه بود ، باشد.
بی عشق
اما
این را همه می دانیم
زندگی پایا نیست،
آدمی جاودان نیست، امید نیست.
هیچ است.
وهیچ ، دلیل بر بودن نیست.
عشق مهر است ووفا.
پایاست
در بین من واوست
ما ، من شده ایم
من پر شده ام.
۱-خ
سه شنبه6مرداد 1383